آصف منتشر کرد: آينده‌پژوهي پيشرفته؛ نگاهي ژرف به اصول، مباني و روش‌هاي آينده‌پژوهي

جمعه ۰۸ مرداد ۱۳۸۹

آخرين به روز سازي: يکشنبه ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۹

 

عبارت مورد نظر:

جستجو در:


چشم‌انداز

نويسنده: دكتر نادر شريعتمداري، مهندس عقيل ملكي‌فر با همکاري مرضيه كيقبادي (ملكي‌فر)

باشگاه آينده‌پژوهان جوان

---------------------------

پارس درگاه

---------------------------

پايگاه اطلاع‌رساني صنعت گاز ايران

---------------------------

شبكه تحليلگران تكنولوژي

---------------------------

باشگاه انديشه

---------------------------

سازمان توسعه شهرستان بابل

---------------------------

طرح ايده‌پردازي كاربردي در فناوري نانو

---------------------------

پايگاه اطلاع‌رساني آينده‌نگري ايران

---------------------------

پايگاه بين‌المللي اطلاع‌رساني كنفرانس‌هاي مديريت و فناوري اطلاعات

---------------------------

سايت آينده‌نگاري ايران

---------------------------

انديشگاه نانو و صنعت

---------------------------

بتسا

---------------------------

سايت جامع خلاقيت

---------------------------

سايت تدوين نقشه جامع علمي کشور در حوزه سلامت

---------------------------

بنياد توسعه فردا

---------------------------

Shaping Tomorrow


آصف هيچ‌گونه مسووليتي در مورد محتويات سايت‌هاي بالا ندارد.

 



تقويت غرور ملي: مطالبه‌ي پنهان جامعه‌ي اسلامي
تقويت غرور ملي نياز به سازمان متولي و رديف ويژه در اعتبارات ملي دارد


 

پروفسور ارنست براون در كتاب جديدش ـ مديريت تكنولوژي ـ مي‌نويسد: عصر ما عصر تقديس موفقيت است و انديشه‌ي سياسي حاكم بر جهان، صرفاً به گزينش موفق‌ها تمايل دارد، و ديگر كسي سراغي از بازندگان نمي‌گيرد. تقديس موفقيت به جايي رسيده است كه تقسيم‌بندي سنتي كشورها به توسعه‌يافته، تازه‌‌صنعتي‌شده، و درحال‌توسعه جاي خود را به تقسيم‌بندي جديدي بر مبناي موفقيت سپرده است: كشورهاي موفق، و كشورهاي ناموفق.
نگرشي كه موفقيت را فصل‌الخطاب كارآمدي و كفايت مي‌داند همچون يك مرز پنهان عمل مي‌كند كه ايدئولوژي‌ها، نظام‌هاي سياسي، سازمان‌ها، خانواده‌ها و حتا افراد را در دو سو قرار مي‌دهد: برنده‌ها و بازنده‌ها؛ و بازنده‌ها به زودي فراموش مي‌شوند. موفقيت در اين نگرش به دستاوردي گفته مي‌شود كه رشك ديگران را برانگيزد و به سادگي قابل تقليد نباشد. در فضاي پيچيده و پرتنش رقابت‌هاي جهاني، دستيابي به اين‌گونه موفقيت‌‌ها نياز به قابليت‌هاي ژرف و فاخري دارد كه از آن‌ها به شايستگي‌هاي محوري[1] تعبير مي‌شود. شمار اين شايستگي‌ها حتا براي ملت‌ها معمولاً از شمار انگشتان يك دست فراتر نمي‌رود.
روح هشيار جوامع امروز به گفتمان موفقيت‌گرايي پاسخ مثبت داده است. هر ايدئولوژي و نظام سياسي‌اي كه موفقيت‌هاي چشم‌نوازتر و بيشتري به بار آورد، در كانون توجه جهانيان قرار مي‌گيرد و در اندك‌مدت، به ايدئولوژي يا نظام سياسي معيار تبديل مي‌شود. دنيا عطش موفقيت دارد، و مي‌‌خواهد طعم شيرين آن را بچشد.
در تازه‌ترين ادبيات روانشناسي، هرم نيازهاي انسان چهار مرتبه دارد كه از پايين به بالا عبارتند از:
• نيازهاي فيزيكي؛
• نيازهاي ارتباطي (عاطفي)؛
• نيازهاي رواني؛ و
• نيازهاي روحي.
هرچند در گفتمان موفقيت‌گرايي، از پاسخ‌گويي موفقيت‌آميز به همه‌ي مراتب نيازهاي انساني بحث مي‌شود، اما تامين نيازهاي رواني و روحي مردم (دست‌كم در كشورهاي موفق) به اولويت‌هاي اصلي تبديل شده‌اند.
جوامع هوشمند امروز براي ارضاي نيازهاي رواني و روحي شهروندان خود از مكانيزم موفقيت‌هاي بزرگ سود مي‌جويند كه پيامد آن‌ها مي‌تواند تقويت غرور ملي باشد. اين موفقيت‌ها در گستره‌ي وسيعي تعريف مي‌شوند؛ از موفقيت‌هاي بزرگ در ميادين ورزشي گرفته تا موفقيت‌هاي هنري (كه ذيل صنعت فرهنگي تعريف مي‌شوند) و از موفقيت‌هاي اقتصادي گرفته تا موفقيت‌هاي علمي و تكنولوژيك و سرانجام موفقيت‌هاي نظامي. در همه‌ي اين جوامع، معمولاً سازمان‌هايي به عنوان متولي غرور ملي وجود دارند كه اعتبارات آن‌ها از سرفصل غرور ملي تامين مي‌شود.
به‌عنوان مثال، آمريكا را در نظر بگيريد كه تا ديروز به‌عنوان پرچم‌دار نظام سرمايه‌داري جهاني در برابر بلوك كمونيسم ايفاي نقش مي‌كرد و امروز پرچم ليبرال‌دموكراسي جهاني را بر دوش گرفته است. زماني‌كه اتحاد شوروي سابق به‌عنوان رهبر كمونيسم جهاني، سفينه‌ي اسپوتنيك 1 را با موفقيت به فضا فرستاد، كاخ سفيد آمريكا عزاي سياسي اعلام كرد. تلقي حاكمان كاخ سفيد اين بود كه نظام سرمايه‌داري جهاني به تاريخ پيوست، و كمونيسم جهاني شد؛ چرا كه پيشتازي كمونيسم در فتح فضا مي‌توانست به معناي تير خلاص نظام سرمايه‌داري جهاني باشد. در همين راستا بود كه رئيس جمهور وقت آمريكا (احتمالاً آيزنهاور) با دستپاچگي فراوان، شوراي ملي هوانوردي آمريكا را كه يك نهاد كم‌تحرك محسوب مي‌شد، به سازمان هوانوردي آمريكا ـ ناسا ـ تبديل كرد، تا در برابر پيشروي‌هاي فضايي اتحاد شوروي سابق بايستد. ناسا از همان روز و با شروع پروژه‌ي بزرگ و پرسروصداي اعزام انسان به كره‌ي ماه، به‌عنوان متولي غرور ملي آمريكا و بلكه جهان سرمايه‌داري تعيين شد. از آن پس، اعتبارات مالي اين سازمان عريض و طويل، همه‌ساله از محل اعتبارات غرور ملي آمريكا پرداخت مي‌شود. تجربه نشان داد كه اين تصميم استراتژيك، منزلت جهاني سرمايه‌داري را ظرف يك دهه بركشيد، و به اصطلاح ثابت كرد كه در اين تابوت هم، مرده‌اي وجود دارد.
در تصميم استراتژيك دولت آمريكا مبني بر تشكيل ناسا دو نكته‌ي كليدي نهفته است:
1. ضرورت وجود يك نهاد ملي به عنوان متولي تقويت غرور ملي، كه از پشتوانه‌ي مالي كافي، و منزلت سياسي ـ اجتماعي لازم برخوردار باشد؛ و
2. جستجوي فرصت‌هاي بزرگ براي غرورآفريني ملي در عرصه‌ي هوافضا، كه يك حوزه‌ي علمي ـ تكنولوژيك محسوب مي‌شود.
واكنش شادمانه و يك‌صداي مردم ايران به پيروزي غرورآفرين تيم ملي فوتبال كشورمان در برابر بحرين، بار ديگر نشان داد كه كسب موفقيت‌هاي جهاني ـ موفقيت‌هايي كه نام ايران اسلامي را بر تارك جهان مي‌درخشاند و مباهات به شهروندي نظام جمهوري اسلامي ايران را تقويت مي‌كند ـ به يك ضرورت ملي و عاجل تبديل شده است. اين موفقيت‌ها به شرط پايداري و گسترش، به جهانيان نشان مي‌دهند كه حاكميت ديني بر پايه‌ي آموزش‌هاي اسلام ناب محمدي (ص) مي‌تواند باشگاه جديدي از ملت‌ها بسازد كه سرآمدي و اعزاز جهاني آن‌ها مايه‌ي رشك ملت‌هايي باشد كه هم‌اينك در باشگاه سفيدپوستان ثروتمند، فرصت‌هاي بزرگ جهاني را بي‌رحمانه به يغما مي‌برند: باشگاه ملت‌هاي منجي.
ملت‌هاي منجي، گستره‌اي از ملت‌هاي نوخاسته را دربرمي‌گيرد كه نور ارزش‌هاي جهان‌شمول توحيدي را بر ظلمت جهان‌گستر امروز مي‌تابانند؛ و نظام جهاني آينده را بر خرابه‌هاي نظام بين‌المللي امروزي مي‌سازند.
ملت بزرگ ما بدون شك مي‌تواند موسس باشگاه ملت‌هاي منجي باشد؛ مشروط به اين‌كه سياست‌مداران فرزانه‌ي ما ‌ـ به‌ويژه رئيس‌جمهور محترمي كه در سوم تيرماه 1384، با راي بالاي ملت ما انتخاب خواهد شد (ان‌شاءا...) ـ اهميت استراتژيك غرور ملي و اعزاز اسلامي را دريابند؛ سازمان متولي آن را بسازند؛ و يك رديف اعتباري ملي و شايسته براي آن در نظر بگيرند.
هم‌اكنون سازمان‌هاي چندي، با ماموريت‌هاي علمي/ پژوهشي وجود دارند كه طي سال‌هاي گذشته خوش درخشيده‌اند و مي‌توانند نامزد احراز اين جايگاه باشند؛ اما نويسنده به دلايلي نمي‌تواند از آن‌ها نام ببرد. از اين گفته نبايد چنين استنباط شود كه گستره‌ي غرورآفريني ملي به حوزه‌هاي علم و تكنولوژي روز محدود مي‌شود، اما ترديد نبايد داشت كه اين حوزه‌ها در جهان امروز و آينده از بيشترين پتانسيل‌ها براي آفرينش دستاوردهاي جهاني در جهت تقويت غرور ملي برخوردار مي‌باشند.

پي‌نوشت‌:
1. Core Competencies

 

نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي انديشكده و با اشاره به مشخصات كامل مقاله بلامانع است.




 


   

 ۱۳۸۳© انديشكده صنعت و فناوري (آصف)
كليه حقوق براي انديشكده صنعت و فناوري محفوظ است.
طراحي سايت: آذرتاش پويا

 



شرکت ايده‌پويان شريف