چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷

آخرين به روز سازي: شنبه 26 آبان 1397

 

عبارت مورد نظر:

جستجو در:


صنايع فرهنگي: صنايع آينده‌

کارگروه نظام نوآوري صنايع فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي

---------------------------

باشگاه آينده‌پژوهان جوان

---------------------------

پارس درگاه

---------------------------

شبكه تحليلگران تكنولوژي

---------------------------

باشگاه انديشه

---------------------------

طرح ايده‌پردازي كاربردي در فناوري نانو

---------------------------

پايگاه بين‌المللي اطلاع‌رساني كنفرانس‌هاي مديريت و فناوري اطلاعات

---------------------------

انديشگاه نانو و صنعت

---------------------------

بتسا

---------------------------

سايت جامع خلاقيت

---------------------------

سايت تدوين نقشه جامع علمي کشور در حوزه سلامت

---------------------------

بنياد توسعه فردا

---------------------------

پژوهشکده صنعت معدن و تکنولوژي

---------------------------

Shaping Tomorrow

---------------------------

نبت

---------------------------

انديشکده تدبيرآب

---------------------------

مرکز رشد واحدهاي فناور دانشگاه قم


آصف هيچ‌گونه مسووليتي در مورد محتويات سايت‌هاي بالا ندارد.

 


يک دغدغه، يک پرسش
آيا براي توسعه آينده‌پژوهي اسلامي بايد از صفر شروع کنيم؟


نويسنده: عقيل ملکي‌فر

 

تقريباً از همان سال‌هاي اولي که در آغاز دهه‌ي 1370 در معيت استادناالاجل جناب آقاي دکتر محسن بهرامي (زيد عزه) پا به عرصه‌ي آينده‌پژوهي گذاشتم و خود را به ترويج و ارتقاي اين دانش کليدي ـ همراه با چند دانش کليدي و جوان ديگر ـ در کشور متعهد ساختم، به اين قضيه پي‌ برديم که اين دانش از نظر فلسفي و فکري آشکارا مبتني بر باورهاي سکولار و سلطه‌طلبانه‌ي غربي ـ آمريکايي است، و اساساً به گونه‌اي تکامل‌يافته که در خدمت توسعه و تثبيت امپراتوري غرب به رهبري آمريکا باشد. اين نکته‌اي است که امروزه به روشني در اظهارات آينده‌پژوهان مستقلِ وابسته به سنتِ آينده‌پژوهي انتقادي به آن اذعان و همزمان به آن اعتراض مي شود. سخن اين آينده‌پژوهان اين است که روايت کنوني آينده‌پژوهي تنها روايت ممکن از اين دانش نيست، و هر تمدن و فرهنگي روايت خاص خود را از آينده‌پژوهي دارد، که بايد در سطح جهاني به رسميت شناخته شود. در همين ارتباط، سنت ديگري در آينده‌پژوهي شکل گرفته که به آينده‌پژوهي تعبيري موسوم است و موضوع آن مطالعه و درک ديدگاه‌ها، نگرش‌ها و تصويرهاي ساير تمدن‌ها و فرهنگ از آينده است. اين سنّت موضعي کثرت‌گرايانه نسبت به آينده دارد، و مي‌پذيرد که در نگاه و نگرش هر فرهنگ و تمدن در قبال آينده، جنبه‌هايي وجود دارد که مي‌تواند آموخته شود و در طراحي آينده‌ي بشريت و نيز هر تمدن و فرهنگ ديگري به کار آيد. واضح است که در اين زمينه، اسلام و تمدن اسلامي، بويژه شاخه‌ي تمدني اسلام شيعي حرف‌هاي زيادي را براي گفتن دارند، و خيلي از گوش‌ها در دنيا آماده‌ي شنيدن اين حرف‌ها هستند. به هر روي، ما از دو طريق مي‌توانيم حرف‌هاي آينده‌انديشانه‌ي اسلام شيعي را به گوش جهانيان برسانيم. يک راه اين است که آينده‌پژوهي غربي را بپذيريم و از طريق نحله‌ي تعبيري آن بکوشيم تا ديدگاه‌ها، تصويرها و مواضع خود نسبت به آينده‌ي بشريت و جهان را تئوريزه نموده و در معرض قضاوت علاقه‌مندان جهاني آن قرار دهيم. اين راهبرد قطعاً مزايايي دارد که نمي‌توان آنها را ناديده گرفت؛ ولي نمي‌تواند جوابگوي دغدغه‌ها و مسايل بنيادين و راهبردي حرکت انقلابي ـ اسلامي ما در جهان معاصر باشند. اين‌جاست که راه دومي موضوعيت پيدا مي‌کند: اين‌که بکوشيم تا بذر آينده‌پژوهي اسلامي را به عنوان نسخه و روايت خاص اسلام شيعي بکاريم. اين راهبرد، گرچه زمان‌برتر و هزينه‌برتر از راهبرد پيشين است، ليکن نتايج آن نيز به کلي متفاوت خواهد بود. وجود دانش توسعه‌يافته‌اي به نام آينده‌پژوهي اسلامي بر پايه‌ي ديدگاه‌هاي شيعي به ما امکان مي‌دهد تا اولاً: به جاي استفاده از ابزار آينده‌پژوهي غربي در مطالعه‌ي آينده و سياستگذاري و برنامه‌ريزي براي آينده‌ي کشور و منطقه از دانشي بومي و متناسب با ارزش‌ها و ويژگي‌هاي فرهنگي اسلامي ـ بومي استفاده کنيم. و ثانياً: درک و دريافت اسلام شيعي از آينده‌ي بشريت را نيز از طريق اين دانش در دسترس جهانيان قرار دهيم. با فرض اينکه مي‌خواهيم راهبرد دوم را مبناي عمل قرار دهيم، پرسش مهمي در برابر ما ظاهر مي‌شود: آيا مي‌توانيم و مجازيم که آينده‌پژوهي اسلامي را با استفاده از زبان نظري پرگنجايشي که آينده‌پژوهي غربي ايجاد کرده است، توسعه دهيم؛ و يا اصولاً بايد چشم خود را بر هر چه آينده‌پژوهي غربي است ببنديم و اساساً از صفر شروع کنيم، به طوري که حتا زبان نظري تازه‌اي براي کاربرد در حوزه‌ي آينده‌پژوهي اسلامي پديد آوريم؟ در اين ارتباط اخيراً گفت‌وگوي تلفني کوتاهي با برادر فرزانه آقاي دکتر پورعزت داشتم. به ايشان از دغدغه‌ي تقريباً بيست‌ساله‌ي خود، مبني بر ضرورت ايجاد آينده‌پژوهي اسلامي سخن گفتم و اينکه هم‌اکنون سرگرم تحقيق و نگارش کتابي در اين زمينه هستم که مفتاح بحث در آينده‌پژوهي اسلامي باشد. نيز تاکيد کردم که ما مي‌توانيم از ظرفيت زبان نظري آينده‌پژوهي غربي براي اين منظور استفاده کنيم. آقاي دکتر ضمن اشاره به اين‌که ايشان نيز سرگرم تحقيق و نگارش کتابي با عنوان آينده‌پژوهي از منظر قرآن است (البته اگر عنوان دقيق کتاب را فراموش نکرده باشم)، اين ديدگاه را مطرح کردند که براي بيان معارف الهي (قرآني، روايي) همه چيز، حتي زبان، را بايد از اين معارف استخراج کرد و اينکه ما اصولاً بايد چشم خود را به طور کلي بر آينده‌پژوهي غربي ببنديم. مواضع ما در واقع بيانگر دو پارادايم متفاوت در توسعه‌ي آينده‌پژوهي اسلامي است. من به طور جدي به ديدگاه ايشان فکر کردم اما تا اين زمان به نتيجه‌ي خاصي نرسيده‌ام. حقيقت‌اش را بخواهيد، در دل با ايشان موافقم و اگر مقدور باشد که بر پايه‌ي پارادايم "ناب" ايشان آينده‌پژوهي و ديگر علوم انساني ‌ـ اجتماعي مورد نياز خود را توسعه دهيم، قطعاً موفقيت بزرگي حاصل مي‌شود. از طرف ديگر، وقتي به تجربيات تمدني توسعه‌ي انديشه و دانش در تمدن اسلامي مي‌نگرم، نمي‌توانم اين موضوع را ناديده بگيرم که به مثل فلاسفه، حکما، رياضيدانان، منجمين، و حتي اگر اشتباه نکنم طبيبان مسلمان نيز در اوان شکل‌گيري تمدن اسلامي، نه تنها انديشه‌هاي بسياري را از "ديگران" گرفته و آن‌ها را "اسلامي‌سازي" نمودند، بلکه به ويژه از زبان نظري آنها به منظور تبيين ديدگاه‌ها و معارف اسلامي در حوزه‌هاي تخصصي خود بهره‌ها بردند. نمي‌خواهم بگويم که تجربه‌ي تمدني يک راهبرد، لزوماً حقانيت آن‌را محرز مي‌کند، اما در جايي معصومان (عليه‌السلام) به زبان‌هاي مختلف به ما رهنمود داده‌اند که "حکمت (دانش) را بجوييد حتي اگر نزد کفار باشد"؛ "علم را بجوييد اگر چه در چين باشد" و امثال آن، چه مانعي دارد که ما در دنياي امروز بدون پذيرش مباني فکري ـ فلسفي علوم غربي، از ظرفيت زبان‌هاي نظري اين علوم استفاده کنيم! من مي‌دانم زبان "بي‌طرف" نيست و اين موضوعي است که بويژه در آينده‌پژوهي انتقادي بر آن بسيار تاکيد مي‌شود، اما سوگيري (جانبداري) زبان، آيا به اين معناست که ارزش‌هاي يک تمدن و فرهنگ ديگر را منتقل مي‌کند، يا معناي ديگري از آن فهميده مي‌شود؟ نويسنده با طرح اين مساله اميدوار است که اهل نظر تا حدي که مساله را مهم مي‌دانند، به اين بحث بپيوندند، و به رفع اين ابهام اساسي کمک کنند. همان گونه که اشاره شد، اين مساله تنها منحصر به آينده‌پژوهي نيست و دامن‌گير توسعه‌ي دستِ کم تمامي علوم انساني ـ اجتماعي است که در خصوص (اسلامي‌سازي) آنها تقريباً يک اجماع عمومي در ميان اهل نظر پديد آمده است. درصورت تمايل به مشارکت در اين بحث مي‌توانيد ديدگاه‌هاي خود را به نشاني info@iranasef.org ارسال فرمائيد. ديدگاه‌هاي شما از طريق همين سايت به آگاهي ديگر علاقه‌مندان خواهد رسيد. اينجانب هم‌چنين براي گفت‌وگوي شفاهي با اهل نظر، چه حضوري و چه تلفني نيز علاقه‌مندي و آگاهي خود را اعلام مي‌دارم. والسلام علي من التبع الهدي

 

نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي انديشكده و با اشاره به مشخصات كامل مقاله بلامانع است.




 


   

 ۱۳۸۳© انديشكده صنعت و فناوري (آصف)
كليه حقوق براي انديشكده صنعت و فناوري محفوظ است.
طراحي سايت: آذرتاش پويا

 



شرکت ايده‌پويان شريف