آصف منتشر کرد: آينده‌پژوهي پيشرفته؛ نگاهي ژرف به اصول، مباني و روش‌هاي آينده‌پژوهي

سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹

آخرين به روز سازي: يکشنبه ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۹

 

عبارت مورد نظر:

جستجو در:


چشم‌انداز

نويسنده: دكتر نادر شريعتمداري، مهندس عقيل ملكي‌فر با همکاري مرضيه كيقبادي (ملكي‌فر)

باشگاه آينده‌پژوهان جوان

---------------------------

پارس درگاه

---------------------------

پايگاه اطلاع‌رساني صنعت گاز ايران

---------------------------

شبكه تحليلگران تكنولوژي

---------------------------

باشگاه انديشه

---------------------------

سازمان توسعه شهرستان بابل

---------------------------

طرح ايده‌پردازي كاربردي در فناوري نانو

---------------------------

پايگاه اطلاع‌رساني آينده‌نگري ايران

---------------------------

پايگاه بين‌المللي اطلاع‌رساني كنفرانس‌هاي مديريت و فناوري اطلاعات

---------------------------

سايت آينده‌نگاري ايران

---------------------------

انديشگاه نانو و صنعت

---------------------------

بتسا

---------------------------

سايت جامع خلاقيت

---------------------------

سايت تدوين نقشه جامع علمي کشور در حوزه سلامت

---------------------------

بنياد توسعه فردا

---------------------------

Shaping Tomorrow


آصف هيچ‌گونه مسووليتي در مورد محتويات سايت‌هاي بالا ندارد.

 




نکاتي در باب بومي‌سازي تکنولوژي
گفتگو با مهندس ملکي‌فر




پديد آورنده : سعيد سليماني، مهدي روحاني‌نژاد



اشاره :
نسبت ميان مفاهيمي همچون بومي‌سازي تکنولوژي‌ها، تحقيقات و نظام ملي نوآوري چيست؟ پاسخ به اين سؤال، بخش مهمي از گفتگوي طيف برق با مهندس ملکي‌فر را تشکيل مي‌دهد. وي به نکات مهمي در اين زمينه اشاره مي‌کند که به نظر مي‌رسد تاکنون در برنامه‌ريزي‌هاي حوزه مخابرات کشور کمتر به آن توجه شده است. مهندس عقيل ملکي‌فر، رييس انديشکدة صنعت و فناوري و از معدود صاحبنظران برجسته در زمينة مديريت تکنولوژي در کشور است. پيش از اين نيز، در شمارة شانزدهم طيف، در زمينة کانون‌هاي تفکر گفتگويي با وي انجام داده بوديم. از مهندس ملکي‌فر بابت اين گفتگو سپاسگزاريم.


 

 


ما همواره تعارض و تقابلي ميان سطوح تکنولوژي داخلي و دنياي غرب احساس کرده‌ايم و راهکار رفع آن را بومي‌سازي تکنولوژي دانسته‌ايم. اما من معتقدم هنوز در کل کشور، به يک دکترين1 و درک مشخصي از مفهوم بومي‌سازي نرسيده‌ايم. به عنوان مثال، هنوز به پرسش‌هايي از اين دست پاسخ نداده‌ايم که منظور از بومي‌سازي چيست؟ بومي‌سازي تا چه اندازه استراتژيک و تا چه اندازه تاکتيکي است؟ آيا در حوزه‌هايي مانند مخابرات و فناوري اطلاعات که بسياري از تکنولوژي‌ها به سرعت و در عرض کمتر از يک سال، تغيير مي‌کنند، بومي‌سازي معني دارد؟ اين تکنولوژي‌ها را چگونه بايد بومي کرد؟

 

بومي‌سازي در يک حوزه نتيجه‌بخش نيست

من معتقدم بومي‌‌سازي حوزه‌اي راه به جايي نمي‌برد؛ به عنوان مثال، صرفاً نمي‌توانيم به بومي‌سازي در حوزة مخابرات بپردازيم؛ بومي‌سازي تکنولوژي مسأله‌اي اجتماعي و فرهنگي است و بايد در سطح ملي به آن پرداخت. بدين معني که بايد ارکان دانش و فناوري را در کشور بومي کنيم. نخستين گام هم اين است که نظرگاه‌ها، ديدگاه‌ها و پيش‌فرض‌هاي خود را نسبت به توليد علم، اسلامي و بومي کنيم؛ در توليد علم نبايد دنباله‌رو پارادايم‌ها و ارزش‌هاي غرب باشيم.

طرح موضوع بومي‌سازي تکنولوژي فقط در يک حوزه در کشور، چندان اثر‌بخش نخواهد بود؛ هر چند با رعايت برخي ملاحظات، انتقال و بومي‌سازي تکنولوژي در يک حوزة خاص نيز نتايجي در پي خواهد داشت؛ اما در صورتي که در سياست‌هاي کلان کشور، نگاه به خارج حاکم باشد، نمي‌توان انتظار داشت که يک بخش خاص سياست‌هاي خود را بر مبناي استفاده از توان ملي و بومي قرار دهد. توسعة بخش‌هاي ديگر در ظاهر سرعت مي‌گيرد؛ اما اين بخش ممکن است عقب بماند؛ بنابراين، پس از مدتي به حالت پيشين يعني استفاده از توان خارجي بازمي‌گردد.

البته الگوي صحيح انتقال و بومي‌سازي تکنولوژي در بخش دفاع پياده شده و به نتايج بسيار خوبي نيز رسيده است. البته بخش دفاع ويژگي‌هاي خاصي دارد که نمي‌توان آن را ناديده گرفت: اولاً بخش بزرگي است؛ ثانياً در اطرافش نوعي حصار قرار دارد.

 

ضرورت ايجاد بنيان قوي تحقيقاتي

گام دوم اين است که از طريق تحقيقات، يک بنيان فناورانه مستحکم بر اساس توانمندي‌هاي خودي در کشور ايجاد کنيم؛ اين اتفاق بايد در همة عرصه‌ها مانند مخابرات، دفاع، نفت‌وگاز، کشاورزي و ... بيفتد. بدين معني که با توسعة مراکز تحقيقاتي، ظرفيت توليد علم و فناوري را در داخل کشور افزايش دهيم. به زبان آمار، مثلاً نسبت ارزش تکنولوژي‌هاي وارداتي و تکنولوژي‌هايي که در کشور توليد مي‌شود، به يک برسد.

البته بايد توجه کرد که بومي‌سازي به آن دسته از تکنولوژي‌هاي سنتي و داخلي که هم‌اکنون آنها را در اختيار داريم مربوط نمي‌شود؛ ما اصولاً تکنولوژي‌هاي سطح پايين را وارد نمي‌کنيم. بحث بر سر تکنولوژي‌هاي نو است که عمدتاً از خارج تأمين مي‌شوند. اگرچه در هر حوزه‌اي ميزان اين نو بودن متفاوت است؛ تکنولوژي‌هاي نفت و گاز يا تکنولوژي‌هاي هوا فضايي در مقايسه با برخي تکنولوژي‌هاي مخابرات نو نيستند؛ اما در آن حوزه‌ها هم واردات تکنولوژي داريم.

 

انتقال تکنولوژي مکمل تحقيق است نه جايگزين آن

نکته سوم که بسيار اهميت دارد، آن است که بايد انتقال تکنولوژي را مکمل تحقيق دانست، نه جايگزين آن. بايد انتقال تکنولوژي را بازوي کمکي تحقيق بدانيم و از آن به عنوان يک عامل سرعت‌دهنده استفاده کنيم.

مفهوم واقعي انتقال تکنولوژي با آن چه در کشور ما رواج دارد، اندکي متفاوت است. اگر اين نکته را مد نظر قرار دهيم، بلافاصله با يافتن يک تکنولوژي در گوشه‌اي از جهان، به سراغ انتقال تکنولوژي نمي‌رويم؛ بلکه کار را با تحقيق در آن زمينه آغاز مي‌کنيم؛ بر اساس ظرفيت تخصصي کشور، براي دستيابي به آن تکنولوژي گام بر مي‌داريم و البته ممکن است به نقطه‌اي برسيم که با همياري طرف خارجي، بتوانيم سريع‌تر به آن تکنولوژي دست پيدا کنيم. در اين حالت، بر اساس يک نياز واقعي به دنبال انتقال يک تکنولوژي مي‌رويم.

اگر بدين ترتيب، روند انتقال تکنولوژي با بينش همراه باشد، ميزان انتقال تکنولوژي نيز مطابق با بينش و متناسب با نياز واقعي خواهد بود. از اين طريق، يادگيري نيز عميق‌تر مي‌شود؛ چون پيش از انتقال، پيش‌زمينة لازم را به دست آورده‌ايم.

در بسياري موارد، حتي ممکن است پس از تحقيق به اين نتيجه برسيم که نيازمان به انتقال تکنولوژي بسيار ناچيز است؛ به عنوان مثال، فقط ممکن است به بخشي از دانش فني در آن حوزه نياز داشته باشيم که آن هم با انتقال دانش فني برطرف مي‌شود. اما اگر بدون تحقيق، به سراغ انتقال تکنولوژي برويم، طرف خارجي به‌راحتي مي‌تواند از اين ضعف ما استفاده کند و ما را به خريد يک بستة تکنولوژي وادار کند؛ اين امر علاوه بر آنکه هزينه‌هاي زيادي را بر ما تحميل مي‌کند، به وابستگي شديد ما به طرف مقابل منجر مي‌شود؛ چيزي که براي طرف خارجي بسيار مطلوب است.

همچنين، بايد در فرآيندهاي انتقال تکنولوژي، محققان و اهل علم را نيز شرکت دهيم. اهميت اين نکته از آنجا ناشي مي‌شود که معمولاً در پروژه‌هاي انتقال تکنولوژي از همان مهندساني استفاده مي‌شود که مسؤول توليد هستند؛ اينان نمي‌توانند ريزه‌کاري‌ها و جزييات دانشي تکنولوژي را از طرف خارجي ياد بگيرند؛ بنابراين ما همچنان به طرف خارجي وابسته مي‌مانيم. در حالي که اگر چند محقق را که به آن موضوع احاطه دارند، در فرآيند انتقال تکنولوژي دخالت دهيم، کيفيت انتقال تکنولوژي افزايش خواهد يافت.

نکته بسيار مهم ديگر آن است که پيش از آغاز هر پروژة انتقال تکنولوژي، بايد بر اساس يک الزام (که مي‌تواند فرهنگي يا قانوني باشد)، فعاليت‌هاي تحقيقاتي انجام شود. اين تحقيق به بهينه‌سازي فرآيند انتقال تکنولوژي کمک مي‌کند.

بر اساس مطالعات گسترده‌اي که انجام داده‌ام و ان‌شاا... يافته‌هاي‌آن در قالب يک کتاب منتشر خواهد شد، مشخص شده است که پروژه‌هاي انتقال تکنولوژي در صورتي موفق است که پيش از انتقال، زماني به تحقيقات اختصاص داده شود و پس از پايان انتقال نيز تحقيقات پيشرفته‌اي روي تکنولوژي وارداتي انجام شود. بر اساس اين مطالعه، بيش از 90درصد تحقيقاتي که در ژاپن انجام مي‌شود، تحقيقات مابعد انتقال است. اين امر ناشي از آن است که بيشتر تکنولوژي‌هايي که هم اکنون در ژاپن به طور سنتي وجود دارد، از طريق انتقال به دست آمده است؛ ژاپني‌ها پس از انتقال تکنولوژي، با تحقيقات بسيار، آن تکنولوژي را از آن خود مي‌کنند.

با چنين روندي، تکنولوژي متناسب با نيازهاي بومي تغيير مي‌کند و اصلاح مي‌شود. اگر اين فرآيند به طور کامل اجرا شود، مي‌توان گفت که تکنولوژي مورد نظر بومي شده است؛ حتي اگر 50درصد آن هنوز از خارج وارد شود. درست مانند ژاپن که هنوز هم بسياري از تکنولوژي‌ها را از خارج وارد مي‌کند؛ اما به کمک يک نظام اصلاح تکنولوژي قوي که تکنولوژي‌ها را به سرعت جذب و اصلاح مي‌کند، تکنولوژي‌ها را بومي مي‌سازد؛ به‌گونه‌اي که حتي محصولات آن تکنولوژي با محصولاتي که در ابتدا از آن به‌دست مي‌آمده، متفاوت است.

 

ضرورت ترويج مفهوم بومي‌سازي و اهميت آن

اما چگونه مي‌توان ضرورت بومي‌سازي تکنولوژي را در بخش‌هايي مانند مخابرات نشان داد؟ به اعتقاد من، بايد در سراسر کشور، فرهنگ بومي‌سازي به شکل درست آن ترويج و اجرا شود؛ بايد تجربة بخش دفاع به کل کشور تسري پيدا کند؛ البته اين امر نيازمند فرهنگ‌سازي است و توجه مسؤولان عالي‌رتبه را مي‌طلبد. اين امر بايد در نظام‌آموزشي ما تدريس شود؛ بايد اين فرهنگ ترويج شود که ما خود مي‌توانيم علم و فناوري بومي توليد کنيم و در عين حال به گونه‌اي هوشمندانه رفتار کنيم که خود را از فرصت‌هاي تکنولوژي جهان امروز محروم نکنيم. نبايد در اين مسأله دچار افراط و تفريط شد؛‌افراط بيش از حد در تحقيق، ما را از فرصت‌هاي بين‌المللي محروم مي‌کند و افراط بيش از حد در تقليد، موجب مي‌شود که نهال تکنولوژي در کشور پا نگيرد و همچنان به بيگانگان وابسته بمانيم.

بايد اين نکته ترويج شود که اهميت بومي‌سازي تکنولوژي فقط از منظر اقتصاد نيست؛ بلکه ناشي از ابعاد امنيتي آن است؛ از اين منظر، بومي‌سازي تکنولوژي امري است منطبق با کليت نظام و مبتني بر امنيت ملي کشور. در برخي حوزه‌ها مانند حوزة مخابرات، اين اهميت بيشتر مي‌شود؛ بايد در چنين بخش‌هايي، زيرساختارهاي تحقيقاتي را تقويت کرد؛ بايد چندين و چند پژوهشگاه ايجاد کرد؛ انبوهي شرکت‌هاي کوچک تحقيقاتي را در اطراف مراکز اصلي تحقيقاتي فعال کرد؛ چنين ساختاري در ساير کشورها ايجاد شده است؛ مانند مرکز تحقيقات دفاعي پيشرفته وزارت دفاع (DARPA)1 در آمريکا. اين مرکز پروژه‌هاي بزرگي در زمينة سياست تکنولوژي تعريف مي‌کند و آنها را بين شرکت‌هاي کوچک تحقيقاتي تقسيم مي‌کند و در نهايت، نتايج تحقيقات را جمع مي‌کند.

در کشور ما نيز بايد چنين شالودة تحقيقاتي، متناسب با بخش عظيم مخابرات، راه‌اندازي شود. اين موضوع بايد در قوانين و سياست‌هاي وزارتخانه منعکس شود؛ البته لازمة تحقق آن اين است که مديران ارشد وزارتخانه عزم آن را داشته باشند. اگر چه اين اتفاق به يک‌باره محقق نمي‌شود، اما اين بخش بالاخره بايد به سمت ايجاد زيرساخت‌هاي بزرگ تحقيقاتي پيش برود.

در نهايت، بايد به سوي ايجاد کنسرسيوم‌هاي تحقيقاتي حرکت کنيم؛ به‌گونه‌اي که دانشگاه‌هاي معتبر (مانند دانشگاه خواجه نصير يا دانشگاه شريف که از گذشته توانمندي خاصي در مخابرات داشته‌اند) شاخه‌هاي دانشگاهي اين کنسرسيوم باشند. همچنين، مرکز تحقيقات مخابرات بايد محور اين کنسرسيوم باشد و در اطراف آن، شرکت‌هاي دولتي و يا غيردولتي ديگري که واحدهاي تحقيق و توسعه دارند، به عنوان اعضاي اين کنسرسيوم قرار بگيرند؛ اين شرکت‌ها حتي مي‌توانند با کشورهاي همسايه يا مسلمان همکاري کنند و کنسرسيوم تحقيقاتي جهان اسلام در حوزة مخابرات را ايجاد کنند.

 

اهميت آينده‌پژوهي

نکتة مهم ديگر آن است که آينده تکنولوژي‌ها را بشناسيم و به‌گونه‌اي برنامه‌ريزي کنيم که بتوانيم تکنولوژي‌هاي آينده را در اختيار داشته باشيم؛ يعني شبيه آنچه در حوزة نانوتکنولوژي در حال انجام است. در حال حاضر در کشور ما مراکز تحقيقاتي در حوزة نانو در حال شکل‌گيري است؛ با چنين رويکردي، زماني که ساير کشورها در اين زمينه به محصول مي‌رسند، ما حرفي براي گفتن خواهيم داشت. در مخابرات هم بايد آينده‌نگري تکنولوژي را در برنامه‌هاي خود وارد کنيم و مراکز جديد تحقيقاتي را به سوي تکنولوژي مخابراتي نسل بعد هدايت کنيم.

 

نظام ملي نوآوري

گام ديگر براي بومي‌سازي تکنولوژي در بخش اطلاعات و فناوري اطلاعات، ايجاد شاخه نظام ملي نوآوري را در اين بخش است. در نظام ملي نوآوري، تکنولوژي خلق و به محصولات نو تبديل مي‌شود. اين نظام شامل دانشگاه‌ها، مراکز تحقيقاتي و صنعت است؛ همچنين کانون‌هاي تفکر که به سياست‌سازي مي‌پردازند و نيز فن‌بازار، از ديگر اجزاي اين نظام به شمار مي‌روند.

اصولاً مي‌توان گفت تشکيل نظام ملي نوآوري، معادل دستيابي به بومي‌سازي تکنولوژي است؛ يعني براي توانمندي در بومي‌سازي تکنولوژي بايد به سوي ايجاد نظام ملي نوآوري حرکت کنيم.

البته ايجاد نظام ملي نوآوري در کشورهايي مانند کشور ما به معني حرکت به سمت نوآوري درون‌زا است؛ اگر نيازمند نوآوري درون‌زا نبوديم، به نظام نوآوري هم نيازي نداشتيم و بايد نظام ملي يادگيري ايجاد مي‌کرديم. کشورهاي متکي به تکنولوژي وارداتي بايد نظام ملي يادگيري داشته باشند که تکنولوژي خارجي را خوب ياد بگيرند؛ اما کشورهايي که مي‌خواهند نوآوري درون‌زا، يعني نوآوري مبتني بر ايده بومي و دانش بومي، داشته باشند، بايد نظام ملي نوآوري ايجاد کنند. تأکيد بر نظام ملي نوآوري و حرکت عملي به سوي نظام نوآوري ملي به معناي حرکت به سمت توليد علم و فناوري است.

 

چند پيشنهاد براي مرکز تحقيقات مخابرات

با توجه به اينکه مرکز تحقيقات مخابرات در زمينة بومي‌سازي تکنولوژي‌ها نقشي مهم دارد، پيشنهاد مي‌کنم که مرکز تحقيقات مخابرات اين اقدامات را انجام دهد:

نخست اينکه به فرهنگ‌سازي بپردازد؛ بايد از طريق هم‌انديشي‌ها، همايش‌ها و نشريات، ضرورت نوآوري درون‌زا و قرابت آن را با بومي‌سازي تکنولوژي در سطح مديران و کارشناسان و نيز در فضاي شرکت‌هاي تحقيقاتي مطرح کرد.

پس از آن بايد براي دستيابي به نوآوري‌هاي درون‌زا يک استراتژي طراحي کند که البته براي اجراي آن بايد راهکارها را مشخص کرد؛ زيرساخت‌ها را آماده و ابزارها را فراهم ساخت. راهکار اصلي، افزايش تعداد مراکز تحقيقاتي بر اساس يک برنامه مشخص است. بايد برنامه‌اي براي ايجاد شرکت‌هاي کوچک تحقيقاتي و نيز براي شکل‌گيري کنسرسيوم‌‌هاي تحقيقاتي تدوين کرد.

علاوه بر آن، بايد قوانين و مقرراتي براي بهبود وضعيت انتقال تکنولوژي وضع شود؛ مثلاً اينکه در همة پروژه‌هاي انتقال تکنولوژي، بايد پژوهشگراني از دانشگاه‌ها و مراکز تحقيقات مخابراتي حضور داشته باشند تا انتقال تکنولوژي به صورت مناسب و کارا انجام شود؛ يا اينکه هيچ انتقال تکنولوژي مجاز نيست مگر اينکه پيش از آن، فعاليت تحقيقاتي انجام شود و پس از آن نيز برنامه‌اي براي تحقيقات اصلاحي وجود داشته باشد. البته بايد سازوکارهايي براي نظارت بر اجراي اين قوانين ايجاد شود که آن هم ملاحظات خاص خود را دارد.

نکته ديگر اينکه بايد فن‌بازارها را در بخش مخابرات فعال کرد تا براي دستاوردهاي تحقيقاتي دانشگاه‌ها و مراکز تحقيقاتي خريداران واقعي پيدا شود که تحقيقات را به محصول تبديل کنند. با تبديل هر دستاورد تحقيقاتي به محصول، يک گام در جهت بومي‌سازي تکنولوژي برداشته‌ايم. علاوه بر آن، فن‌بازارها بايد در زمينه انتقال تکنولوژي فعاليت کنند تا قراردادهاي انتقال تکنولوژي با مطالعه بيشتر منعقد شود و بتوانيم بيشترين بهره را از اين قراردادها بگيريم.

 

پي‌نوشت‌ها

1. Doctrine
2. Defense Advanced Research Projects Agency (DARPA)



نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي انديشكده و با اشاره به مشخصات كامل گزارش بلامانع است. تكثير بخشهايي از اين گزارش يا تمامي آن منوط به اجازه كتبي انديشكده مي‌باشد.


 



 

   

 ۱۳۸۳© انديشكده صنعت و فناوري (آصف)
كليه حقوق براي انديشكده صنعت و فناوري محفوظ است.
طراحي سايت: آذرتاش پويا

 



شرکت ايده‌پويان شريف