چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷

آخرين به روز سازي: شنبه 26 آبان 1397

 

عبارت مورد نظر:

جستجو در:


صنايع فرهنگي: صنايع آينده‌

کارگروه نظام نوآوري صنايع فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي

---------------------------

باشگاه آينده‌پژوهان جوان

---------------------------

پارس درگاه

---------------------------

شبكه تحليلگران تكنولوژي

---------------------------

باشگاه انديشه

---------------------------

طرح ايده‌پردازي كاربردي در فناوري نانو

---------------------------

پايگاه بين‌المللي اطلاع‌رساني كنفرانس‌هاي مديريت و فناوري اطلاعات

---------------------------

انديشگاه نانو و صنعت

---------------------------

بتسا

---------------------------

سايت جامع خلاقيت

---------------------------

سايت تدوين نقشه جامع علمي کشور در حوزه سلامت

---------------------------

بنياد توسعه فردا

---------------------------

پژوهشکده صنعت معدن و تکنولوژي

---------------------------

Shaping Tomorrow

---------------------------

نبت

---------------------------

انديشکده تدبيرآب

---------------------------

مرکز رشد واحدهاي فناور دانشگاه قم


آصف هيچ‌گونه مسووليتي در مورد محتويات سايت‌هاي بالا ندارد.

 




صنايع فرهنگي‌محور توسعه مشهد
گفت‌وگو با عقيل ملکي‌فر مدير انديشکده صنعت‌ و فناوري (آصف)




نويسنده : امير جليلي‌نژاد

 

 


شهرها در دنياي امروز تخصصي شده‌اند: در دنياي امروز شهرهايي در حال شکل‌گيري‌اند که به آن‌ها شهرهاي فرهنگي گفته مي‌شود. منظور اين است که شهرها در دنياي امروز نشان پيدا مي‌کنند و تخصصي مي‌شوند. شهرها از اين وضعيت که هم سياسي باشند و هم اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ... در حال خروج هستند. الان در جهان علاوه بر شهرهاي فرهنگي، شهرهاي مالي و اقتصادي هم وجود دارند مثل دبي يا شهرهايي مثل ژنو و واشنگتن که شهرهاي سياسي و ديپلماتيک محسوب مي‌شوند.

شهرهاي فرهنگي و صنايع فرهنگي: پس در اين روند شاهد ظهور شهرهاي فرهنگي هستيم که بر اساس صنايع فرهنگي شکل گرفته‌اند. اين خصيصه دارا بودن صنايع فرهنگي در اين شهرها مهم و کليدي است. گرچه در مورد زير مجموعه‌هاي صنايع فرهنگي در دنيا اتفاق نظر وجود ندارد، ولي اگر آن‌ها را در کشورهاي مختلف بررسي کنيم مي‌بينيم، به طور ميانگين ۱۸ زير مجموعه را شامل مي‌شود که صنعت گردشگري يکي از آن‌هاست. صنايع سينما، رسانه، بازي‌‌هاي رايانه‌اي، جشنواره‌ها،‌ ميراث تاريخي و صنايع دستي از نمونه‌هاي ديگر صنايع فرهنگي هستند.

شهرهاي فرهنگي در جهان آينده نقش کليدي خواهند داشت. چرا که صنايع فرهنگي در دنياي آينده نقش محوري پيدا مي‌کند. اگرچه هم‌اکنون هم اين نقش کليدي را پيدا کرده‌اند. به طوري که پيش‌بيني مي‌شود اقتصاد آمريکا به عنوان بزرگ‌ترين اقتصاد جهان تا سال ۲۰۱۵ در سيطره صنايع فرهنگي قرار گيرد. در آمريکا سينما و رسانه‌ها خيلي قوي عمل مي‌کنند ولي آن‌چه که به عنوان صنايع فرهنگي نقش مهمي دارند صنعت سرگرمي است که مردم از سراسر دنيا براي استفاده از آن به اين کشور سفر مي‌کنند.

در اروپا کشوري مثل انگلستان حدود سال ۱۹۰۸ يک چشم‌انداز بلند مدت براي قرن ۲۱ نوشته است. با اين ايده که بايد به شکوفايي قرن‌هاي ۱۹ و ۲۰ که انگليس بزرگ‌ترين امپراتوري دنيا بود دست يابد و براي احياي شکوه و عظمت آن دوران بايد صنايع فرهنگي در اين کشور گسترش يابد و محور صنايع اين کشور بايد فرهنگ باشد. ديگر صنايع به هيچ عنوان براي انگلستان ممنوعيت ندارند و از آن‌ها در اين سند چشم‌انداز اسم برده نشده است.

جالب است که انگليسي‌ها طوري برنامه‌ريزي کرده‌اند که در قرن ۲۱ قطب صنايع فرهنگي در اروپا باشند. اگر ملتي توسعه و شکوفايي‌اش را بر پايه صنايع فرهنگي قرار دهد ملت فرهنگي محسوب مي‌شود. از اين نظر انگليسي‌ها اسم اين چشم‌انداز را بريتانياي فرهنگي گذاشته‌اند.

در اروپا، فنلاند هم همين ادعا را مطرح کرده و مي‌گويد اگر در قرن ۲۱ پنج صنعت براي ما مهم باشد (اکنون در حوزه ارتباطات سيار فنلاند اول است و نوکيا متعلق به آن کشور مي‌باشد) اما سرمايه‌گذاري اصلي و محوري ما بايد روي صنايع فرهنگي باشد. در اقيانوسيه کشور استراليا درسال ۱۹۰۲ چشم‌انداز بلندي را مطرح کرد و اولين بار مفهوم ملت فرهنگي را به کار برد و اعلام کرد استراليا بايد قطب صنايع فرهنگي اقيانوسيه شود. چين يکي از کشورهاي آسيايي است که سرمايه‌گذاري‌هاي عظيمي روي صنايع فرهنگي انجام داده است. کره جنوبي نيز همين‌طور. مثلاً يک شهر رسانه‌اي در سئول کره جنوبي همانند آن چيزي که در دبي ساخته شده ساخته‌اند که اين شهر علاوه بر اين که قرار است چند صد هزار اشتغال را در حوزه صنايع فرهنگي ايجاد کند پيش‌بيني شده که سالانه ده‌ها ميليارد براي اين کشور کسب درآمد داشته باشد و يکي از قطب‌هاي صنايع فرهنگي در سئول محسوب مي‌شود. يا در دبي که صنايع فرهنگي در آن فعاليت جدي دارند. در عربستان نيز روي گردشگري مذهبي به عنوان يکي از صنايع فرهنگي فعاليت‌هاي جدي انجام شده و عربستاني‌ها نه فقط در مکه بلکه در شهرهايي مثل جده هم کار فرهنگي و مذهبي کرده‌اند.

کشوري مثل ژاپن هم برنامه‌ريزي‌هاي جدي در اين حوزه انجام داده است. حتي در آفريقا کشور آفريقاي جنوبي که جزء کشورهاي پيشرفته اين قاره محسوب مي‌شود يک استراتژي جدي، يک‌دست و مطالعه شده در حوزه فرهنگي دارد. آن‌ها دريافته‌اند که صنايع فرهنگي چقدر مي‌تواند به توسعه و پيشرفت اين کشور کمک کند.

مزاياي منحصر به ‌فرد صنايع فرهنگي: از ويژگي‌هاي اين صنايع هويت بخشي آن‌هاست. به عنوان نمونه هويت اسلامي و انقلابي ما را جزء صنايع فرهنگي هيچ صنعت ديگري نمي‌تواند به دنيا معرفي کند. چطور مي‌‌توان تصويري مثبت از ايران در جهان ارائه کرد و از صنايع فرهنگي کمک نگرفت. در مقاله‌اي با عنوان هجرت عظما کارکردهاي صنايع فرهنگي در ايران را کامل توضيح داده‌ام و اين که چطور ما بايد به اين سمت حرکت کنيم.

استراتژي توسعه مشهد با ويژگي‌هاي ذاتي اين شهر تناسب ندارد: بر اساس مطالعات نرخ اشتغال در صنايع فرهنگي ۲ برابر صنايع متعارف است و نرخ رشد صنايع فرهنگي از نظر ارزش افزوده و درآمد ۲ برابر و نيم ساير صنايع است. الان بيشتر اشتغالي که صنايع در دنيا ايجاد مي‌کنند وابسته به صنايع فرهنگي است. زماني که روي چشم‌انداز مشهد کار مي‌کردم آن‌چه که در اين شهر برجسته بود، صنايع غذايي مثل رب، کمپوت و... بود. وقتي از دور مشهد را نگاه مي‌کرديد، شهر را به عنوان شهر صنايع غذايي مي‌ديد. اين بد نيست ولي هميشه براي من سؤالبود که چطور شهري که مفتخر به حضور امام رضا (ص) است، نمي‌تواند چيزي غير از صنايع غذايي در آن برجسته شود که حداقل تناسبي با اين جايگاه باشکوه داشته باشد. اين سؤال مدت‌ها ذهن مرا به خود مشغول کرد و جوابي براي آن پيدا نمي‌کردم چون هنوز با مفهوم صنايع فرهنگي آشنا نبودم اما ايده‌اي که آن زمان يعني حدود سال ۷۴ به ذهن من رسيد اين بود که ما در مشهد شهرک علمي تحقيقاتي در حوزه علوم انساني بسازيم تا اين شهر به پايتخت علمي و يا علوم انساني ايران تبديل شود. اين را با برخي از مسئولان شهري در ميان گذاشتم که کسي آن موقع به آن توجه نکرد.

توسعه مشهد بر اساس صنايع فرهنگي: تا اين که حدود سال ۷۷ با مفهوم صنايع فرهنگي آشنا شدم و به اين نتيجه رسيدم که مشهد بايد به شهر فرهنگي تبديل شود و محور توسعه آن صنايع فرهنگي باشد چون گردشگري مذهبي که در مشهد محوريت دارد زيرمجموعه صنايع فرهنگي است. براي چشم‌انداز فرهنگي، شهرهايي مثل مشهد، قم، اصفهان را در ذهن داشتم که البته مشهد علاوه بر اين که شهر فرهنگي است بايد توسعه يافته و به يک جهان‌شهر فرهنگي و مذهبي تبديل شود. با مطالعه استراتژي و چشم‌اندازهاي ديگر کشورها، بيشتر با قابليت‌هاي صنايع فرهنگي در جهان آشنا شده و مشاهده شد کشورهايي در سطح جهان اين صنايع را در قرن ۲۱ محور توسعه و پيشرفت خود قرار داده‌اند. سؤال اساسي که به ذهن مي‌رسيد اين که چگونه ما سند چشم‌انداز بيست‌ساله کشور را طراحي کرده‌ايم و در آن گفته شده ما بايد قدرت اول اقتصادي منطقه باشيم اما براساس چه صنعتي بايد به اين جايگاه دست يابيم؟ آيا بايد براساس صنايع نرم مثل صنايع فرهنگي يا تلفيق اين ۲ صنعت قرار است ما را به جايگاه برساند. آنچه که مهم بود مشخص نبودن راهبرد اين سند چشم‌انداز بود. 

صنايع فرهنگي مي‌تواند مباني انقلاب اسلامي را به جهان صادر کند: اين ايده به ذهنم رسيده با توجه به اين‌که ما نياز داريم ارزش‌هاي انقلاب اسلامي را در جهان ترويج کنيم بايد محمل‌هايي براي اين معرفي داشه باشيم که صنايع فرهنگي اساس آن است و راهي جز آن وجود ندارد، به‌ويژه اين‌که فرهنگ هويت انقلاب اسلامي را تشکيل مي‌دهد.  

اگر مشکل اشتغال داريم و اين معضل بيشتر در حوزه فارغ‌التحصيلان دانشگاهي هم مطرح است، صنايع فرهنگي بيشترين اشتغال‌زايي را بين صنايع موجود دارا است و اين صنايع چون بيشتر نخبه‌ها را جذب مي‌کند مي‌تواند معضل جامعه ما را حل کنند و بهترين کانديدا براي رفع بيکاري در کشور ما باشد. علاوه بر آن سرمايه‌گذاري در صنايع فرهنگي به ازاي هر شغل نسبت به بقيه صنايع بسيار پايين‌تر است. طبق مطالعات انجام شده در دنيا، با 50 ميليون يا حتي سرمايه کمتر از آن مي‌توان يک شغل فرهنگي ايجاد کرد در حالي که در ساير صنايع اين رقم بسيار بالاتر است.

در صنايع فرهنگي به راحتي مي‌توان از فناوري‌هاي مدرن مثل اينترنت استفاده و به طور مجازي فعاليت کرد و نياز به امکانات سخت‌افزاري به آن معنا نيست.

از ديگر مزيت‌هاي صنايع فرهنگي اين است که نياز به سرمايه‌گذاري در بنگاه‌هاي کوچک هم اين نيازها را برطرف مي‌کند.

عصر آينده عصري فرهنگي است که انقلاب نيز به دنبال آن بود: در مجموع پس از بررسي و مطالعات فراوان و مشاهده تجربه‌هاي جهاني به اين نتيجه رسيديم که گسترش صنايع فرهنگي نياز امروز ماست. ضمن اين‌که پيام انقلاب ما فرهنگي بوده يعني ما کاري فرهنگي را در جهان آغاز کرديم تا دنيا را وارد دوران تازه‌اي کنيم. دوراني که فرهنگ در آن اولويت داشته باشد به جاي اين‌که اقتصاد و پول اولويت دارد. جهان خودش به سوي عصر فرهنگي خواهد بود و اين همان چيزي است که انقلاب ما دنبال آن بوده است. پس ما بايد محوريت و اولويت پيشرفت کشور را بر اساس صنايع فرهنگي قرار دهيم. کساني که نگاه سنتي دارند و به صنايع فرهنگي به عنوان اولين و مهم‌ترين صنعت معتقد نيستند حداقل بايد اين صنايع را در ميان 5 صنعت مهم محسوب کنند. 

بايد به قطب اول صنايع فرهنگي جهان اسلام و منطقه تبديل شويم: انگليسي‌ها مي‌گويند ما براي تحقق چشم‌انداز بريتانياي فرهنگي به ده قطب صنايع فرهنگي نيازمنديم که لندن يکي از آن‌هاست و ۹ شهر ديگر را بايد پيدا کنيم تا چشم‌انداز ما روي آن‌ها بنا شود.

حالا اگر بخواهيد ما در ايران ۱۰ قطب صنايع فرهنگي داشته باشيم تا ما را به قطب اول صنايع فرهنگي جهان اسلام و منطقه تبديل کند اين قطب‌ها همان شهرهاي فرهنگي ما هستند که تعدادي از آن‌ها بدون فکر و مطالعات گسترده شناخته مي‌شوند. مشهد، قم، اصفهان و شيراز ۴ شهر اصلي هستند که به طور کامل استعداد تبديل شدن به شهر فرهنگي را دارند.

تهران هم اين قابليت را دارد چون گرچه تهران مثل اصفهان ميراث فرهنگي يا مثل مشهد و قم ميراث مذهبي ندارد ولي بهترين دانشگاه‌هاي کشور و بزرگ‌ترين بازار مصرف فرآورده‌هاي فرهنگي در اين شهر قرار دارد.

سال ۸۳ که مسئول طراحي چشم‌انداز تهران شدم و با حدود ۴۰۰ مدير شهري ظرف ۳ سال اين استعداد را طراحي کرديم به اين قابليت‌هاي تهران پي برديم به همين دليل شعار شهر تهران شد تهران هزار و چهارصد و چهار جهان‌شهر فرهنگي.

حالا در اين طراحي ذهني بايد به دنبال جايگاه مشهد بود که يکي از قطب‌هاي اساسي صنايع فرهنگي کشور در سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ کشور است.

ويژگي‌هاي صنايع فرهنگي: وقتي گفته مي‌شود مثلاً تئاتر يا سينما چيست جواب داده مي‌شود يک فعاليت فرهنگي، اما وقتي عنوان صنايع را به کار مي‌بريم، قرائت فعاليت‌هاي فرهنگي را از آن نداريم. بلکه صنعت به معناي فعاليت‌هاي نظام‌مندي است که توسط کارآفرينان صورت مي‌گيرد و ۹۹ درصد اهداف اقتصادي دارد و بايد به پول منجر شود. يعني شما نمي‌توانيد بگوييد من روزنامه خراسان را ذوقي منتشر مي‌کنم بلکه بايد انگيزه اقتصادي هم داشته باشيد تا اين کار يکي از زير شاخه‌هاي صنايع فرهنگي محسوب شود. توجه داشته باشيد ثروت فقط ثروت اقتصادي نيست. مفهوم ثروت اعم از ثروت اجتماعي مثل اشتغال، ثروت فرهنگي مثل تعميق ارزش‌ها، ثروت امنيتي و نظامي مثل توسعه قدرت در دنيا، ثروت زيست‌محيطي و... است. همه اين‌ها ثروت محسوب مي‌شوند اما به طور خاص در دنيا 2 نوع ثروت اقتصادي و اجتماعي مطرح است و صنايع فرهنگي تا دو برابر و نيم بيشتر نسبت به ساير صنايع توليد ثروت اقتصادي و اجتماعي مي‌کنند.

دومين ويژگي صنايع فرهنگي توليد انبوه است. ما در گردشگري مذهبي در مشهد توليد انبوه داريم زيرا آمار نشان مي‌دهد سالانه ۲۰ تا ۲۵ ميليون زائر به مشهد مراجعه مي‌کنند.

بعد سوم صنايع فرهنگي حضور تکنولوژي در آن است. در حال حاضر در صنايع فرهنگي از تکنولوژي‌هاي پيشرفته استفاده مي‌شود مثلاً در صنعت سينما تکنولوژي جايگاه بسيار مهمي دارد. در صنعت گردشگري که سرگرمي از مهم‌ترين اهداف آن است تکنولوژي مهم‌ترين نقش را دارد.

استراتژي صنايع فرهنگي در سطح ملي: جالب است بدانيد که تدوين استراتژي صنايع فرهنگي در سطح ملي هم مورد توجه قرار گرفته است. يعني شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حال تدوين استراتژي بلندمدت براي صنايع فرهنگي در سطح کشور است.

در کشور به فرهنگ به چشم يک صنعت نگريسته نمي‌شود: در کشوري مثل فنلاند وزارت فرهنگ آن استراتژي فرهنگي را نمي‌نويسد بلکه وزارت صنايع آن را تدوين مي‌کند، لذا همه صنايع فنلاند به اين استراتژي پايبند هستند. چون به فرهنگ به چشم يک صنعت نگاه مي‌کنند. يکي از استراتژي‌ترين دستاوردهاي توسعه صنايع فرهنگي اين است که آن را به مولدترين بخش اقتصاد تبديل مي‌کند، اما در کشور ما هميشه فرهنگ به عنوان مقوله‌اي که بايد روي آن هزينه کرد، نگاه مي‌شود به همين دليل فرهنگ در کشور ما هميشه از بخش‌هاي مظلوم جامعه است و کم‌ترين منابع مالي صرف آن مي‌شود. گرچه در سال‌هاي اخير دولت سعي کرده به مقوله فرهنگ توجه بيشتري کند اما هم‌چنان ما به فرهنگ به چشم يک صنعت نگاه نمي‌کنيم. نفت را به عنوان منبع مولد ثروت در کشور مي‌بينيم در حالي که مي‌توان از دارايي‌هاي فرهنگي ثروت و قدرت و شغل و... توليد کرد آن هم در کشوري مثل ما که فرهنگي مبتني بر معارف اهل بيت دارد گرچه اين فرهنگ هنوز کشف نشده است.

معادن فرهنگي کشور ما هنوز کشف نشده‌اند: به جاي استخراج معادن سنگ و امثال آن در کشور بايد از معادن فرهنگي کشور بهره‌برداري و استخراج کرد. معادني که پايان ناپذيرند و هرچه بيشتر از آن‌ها استفاده شود، بيشتر مي‌شوند. مزيت کشور ما فرهنگ آن است نفت و معادن سنگ روزي تمام مي‌شوند اما چيزي که پايان ناپذير است فرهنگ کشور ماست.

ما با تکنولوژي نمي‌توانيم پيشرفت کنيم چون هرچه هم سرعت بگيريم غرب نسبت به ما سرعت بسيار بيشتري دارد. و آن‌ها به ما اجازه نمي‌دهند ما به زودي خلاء‌ها را پر کنيم. اما آن‌ها بنيه و پشتوانه فرهنگي ما را ندارند و اين توان منحصر به فرد در اختيار ماست. هرچند که اگر دير عمل کنيم ممکن است آن‌ها بيايند و همين معادن فرهنگي را هم استخراج کنند.

جايگاه مشهد در استراتژي توسعه صنايع فرهنگي کشور در افق ۱۴۰۴: استراتژي توسعه صنايع فرهنگي کشور در افق ۱۴۰۴ توسط پژوهشکده آصف در حال طراحي است که ۷۰٪ آن تاکنون انجام شده و تا پايان امسال چشم‌انداز صنايع فرهنگي به پايان مي‌رسد. اولويت در آن با گردشگري مذهبي است و به عنوان يکي از ۴ اولويت اصلي در حوزه صنايع فرهنگي به آن توجه داريم.

ملزومات دستيابي به شهر فرهنگي: اول بايد شهري مثل مشهد را با يک نگاه صنعتي ديد. با وجود اين که درصد زائراني که به مشهد مي‌آيند از قشر متوسط يا متوسط به پايين هستند اما همين اقشار هم در مشهد پول خرج مي‌کنند. پس همه زائران مولد ثروت هستند. مشهد به دليل دارا بودن بارگاه امام هشتم و زيارت در اولويت صنايع فرهنگي استان قرار دارد اين به هيچ عنوان متعارض با اين نيست که مثلاً مشهد در توليد بازي‌هاي رايانه‌اي پيشگام نباشد يا قطب سينماي مذهبي يا تعزيه کشور در مشهد قرار نداشته باشد.

متولي واحد صنايع فرهنگي: سازمان توسعه صنايع فرهنگي جمهوري اسلامي: در هر شهر فرهنگي چه در سطح خرد و چه در سطح کلان بايد يک نهاد متولي واحد وجود داشته باشد. الان صنايع فرهنگي در کشور تکه تکه هستند، مثلاً صنايع دستي زير نظر ميراث فرهنگي است. سينما زير نظر ارشاد و... در حالي که ما بايد با يک نگاه جامع و يکپارچه به صنايع فرهنگي نگاه کنيم و يک سازمان متولي واحد بايد در اين زمينه وجود داشته باشد يعني مديريت صنايع فرهنگي بايد در اختيار يک سازمان باشد. مسئله اين است که مفهوم صنايع فرهنگي در کشور اصلاً شناخته نشده و هم‌بستگي و هم‌خانواده بودن دستگاه‌هاي فرهنگي هم درست شناخته نشده است. به همين دليل شما مي‌بينيد صنايع فرهنگي بين نهادهاي مختلف پراکنده شده و سياست‌گذاري‌ها و مديريت‌ها از هم جدا هستند در حالي که بايد آن‌ها را تجميع کنيم. در اين استراتژي که در حال تدوين آن هستيم ايجاد سازمان توسعه صنايع فرهنگي جمهوري اسلامي يپيش‌بيني شده که احتمالاً اين سازمان يکي از معاونت‌هاي رياست جمهوري خواهد بود.

گسترش فضاهاي فرهنگي: يکي از ملزومات صنايع فرهنگي گسترش فضاهاي فرهنگي است. فضاهايي مثل سالن تئاتر، سينما، کتابخانه، مساجد و... ولي در کشور ما اين زيرساخت‌ها به درستي و به اندازه کافي وجود ندارد. در کشوري مثل سنگاپور رسانه يکي از مهم‌ترين صنايع فرهنگي است در حالي که در کشور ما رسانه از فقيرترين بخش‌هاست.

تأمين  منابع انساني: تأمين منابع انساني مورد نياز نيز بسيار مهم است. شهر فرهنگي به استعدادهاي هنري نياز دارد پس ما در مشهد حداقل بايد دانشگاه هنر قوي داشته باشيم.

نياز به فناوري: وقتي مي‌خواهيم صنايع فرهنگي داشته باشيم فناوري اهميت پيدا مي‌کند. ما در ساير صنايع مراکز تحقيقاتي فراواني در کشور داريم. اما يک مرکز توسعه فناوري فرهنگي در کشور وجود ندارد. مراکز مطالعاتي فرهنگي فراوانند ولي مراکز توسعه فناوري فرهنگي وجود ندارد. در ورزش که بحث فناوري بسيار مهم است منتهي چون نرم است ما متوجه آن نيستيم مثلاً ما براي فوتبال مربي خارجي مي‌آوريم و به فناوري توجه نمي‌کنيم و مي‌گوييم مثلاً رونالدو تکنيک بالايي دارد در حالي که او از فناوري استفاده مي‌کند. ما هنوز مفهوم فناوري را در حوزه توسعه فرهنگي تعريف نکرده‌ايم.

مفهوم فناوري در حوزه توسعه فرهنگي: فناوري فرهنگي زير بناي صنايع فرهنگي است. به عبارتي فناوري ابزار توليد است. ما براي طراحي و توليد بازي‌هاي رايانه‌اي به ابزار نياز داريم. متأسفانه نهادي نداريم که ابزارهاي توليد در صنايع فرهنگي را توسعه دهد. يادمان باشد که فناوري مفهومي کاملاً مهندسي است؛ يعني يک روحاني نمي‌تواند فناوري ادبيات را گسترش دهد. توسعه فناوري به مهندساني نيازمند است که با صنايع فرهنگي و کارکردهاي آن آشنايي داشته باشند.

صنايع خلاق: براي مفهوم صنايع فرهنگي اسم جديد به کار مي‌برند و آن را صنايع خلاق مي‌نامند، ‌بنابراين اين شهرهاي فرهنگي را بر اساس اين اصطلاح جديد مي‌توان شهرهاي خلاق ناميد. پس ملت فرهنگي ملتي است که از خلاقيت انساني تغذيه مي‌کند. مواد طبيعي در حوزه خلاقيت جنبي است نقش چنداني ندارد مثلاً سينما يا رسانه ماده اصلي‌اش خلاقيت انساني است نه ماده طبيعي. 

بازيگران اصلي توسعه صنايع خلاق: صنايع خلاق به غير از سياست‌گذاران به ۳ بازيگر اصلي نيازمند هستند يکي کار‌آفرينان فرهنگي؛ خيلي ازکارآفرينان جامعه ما به معناي واقعي خود را کارآفرين نمي‌دانند در حالي که مثلاً کسي که براي اولين بار روزنامه خراسان را راه‌اندازي کرده، يک کارآفرين فرهنگي بوده است از اين کارآفرينان فرهنگي بايد حمايت شود. وجود مهندسان توسعه فناوري يکي ديگر از ملزومات توسعه فرهنگي است. اصحاب فرهنگ و هنر بازيگر سومي‌ است که صنايع خلاق به آن‌ها نياز دارد. اگر اين ۳ گروه در کنار هم قرار گيرند و سياست‌گذاري درست صورت گيرد و زير‌ساخت‌هاي مورد نياز مثل مرکز رشد صنايع فرهنگي هم وجود داشته باشد شهرهاي خلاق متولد مي‌شوند. مرکز رشد فناوري‌هاي کارآفريني يکي از مهم‌ترين ملزومات توسعه کارآفريني فرهنگي است که در کشور ما وجود ندارد و بايد شکل بگيرد.

صنايع فرهنگي بايد به خلق ثروت بينجامد: نکته مهمي در توسعه فرهنگي دنيا به شدت مورد توجه است اين که به کساني که در صنايع فرهنگي فعاليت مي‌کنند بايد فهماند که کار فرهنگي آن‌ها تا چه اندازه مي‌تواند به خلق ثروت و اشتغال‌زايي کمک کند تا آن‌ها هم نسبت به فعاليت‌هاي خود نگاه صنعتي داشته باشند. مثلاً روزنامه‌ها يکي از شاخصه‌هاي مهم و بسيار حساس توسعه صنايع فرهنگي در هر کشوري هستند.

ملزومات مشهد در راستاي حرکت به سوي شهر خلاق: اول بايد چشم‌انداز تازه‌اي براي مشهد نوشته شود. يک چشم‌انداز جامع طراحي شود نه چشم‌اندازي که هر نهاد براي خود تهيه کرده است. اتفاقي که در تهران افتاد اين بود که شوراي اسلامي شهر تهران در مدت ۳ سال چشم‌انداز جامعي را با حضور و پيشنهاد و نظر همه نهادهاي اداره کننده شهر تهران که حدود ۷۲ نهاد بود طراحي کرد.

در مشهد هم بايد شورايي زير نظر استانداري يا شوراي شهر بيايد و با حضور تمام نهادهاي اداره‌کننده مشهد سند چشم‌انداز اين شهر را تدوين کند. همه بايد در اين چشم‌انداز مشارکت کنند تا جامع و مورد پذيرش همه طراحي شود و قابليت اجرايي پيدا کند در اين چشم‌انداز راهبردي بايد توسعه صنايع فرهنگي در اولويت باشد. اين که در مشهد چندين شهرک صنعتي وجود دارد که با فرهنگ هم خيلي ميانه‌اي ندارند، لازم نيست حتماً حذف شوند ولي ويترين و پيشاني مشهد نبايد صنايع غذايي و شهرک‌هاي صنعتي باشند. البته اگر قرار است مشهد به جايگاه فرهنگي و پايتخت معنوي ايران دست يابد با کارخانه‌هاي صنعتي اين پايتخت محقق نمي‌شود.

در تدوين چشم‌انداز مشهد همه بايد مشارکت کنند: براي آستان قدس هم بايد نقش ويژه براي آن چشم‌انداز قائل شد. همه مجموعه‌ها و اداره‌کنندگان يک شهر که اهميتشان به يک اندازه نيست. اگر مي‌خواهيم در آينده اين شهر را بر مبناي توسعه صنايع فرهنگي اداره کنيم بايد همه دستگاه‌ها با هم مشارکت کنند هر کس هم اهميت خاص خود را دارد و بايد نقشش را ايفا کند. بايد مشارکت صورت گيرد و همه ذي‌نفع‌ها بايد در تدوين آن سند درگير شوند حتي مردم که ذي‌نفع محسوب مي‌شوند بايد مشارکت ‌کنند کاري که ما در تهران انجام داديم.

 مردم در تهيه اين چشم‌انداز مشارکت کنند: ما ۲ سري پرسش‌نامه تهيه کرديم در يک مرحله نظر سنجي رسانه‌اي از طريق اينترنت انجام داديم جايزه هم گذاشتيم که تعداد زيادي حدود ۱۰۰ هزار نفر در آن شرکت کردند و نظرات خود را گفتند . ۱۰ هزار پرسش‌نامه را هم در سطح شهر توزيع کرديم و نظر مردم و اصناف مختلف را پرسيديم که خيلي هم به ما کمک کرد. مثلاً ما خودمان فکر مي‌کرديم از نظر مردم ترافيک مهم‌ترين معضل شهر تهران است ولي در نظر‌سنجي ديدم مردم مسائل فرهنگي و اخلاقي را در اولويت قرار داده‌اند. وقتي از مردم نظرسنجي مي‌شود و همه نهادها سهيم شوند احتمال خطا کاهش مي‌يابد مثل همين تصوري که ما داشتيم و با نظرسنجي متوجه خلاف آن شديم و ديديم اولويت مردم چيز ديگري است. بنابراين به نظر من تهيه و تدوين اين چشم‌انداز مادر مهم‌ترين و کليدي‌ترين کار در حال حاضر است. اگر اين اتفاق افتاد بقيه کارها در ادامه انجام مي‌شود يعني نگاه مردم و مسئولان نسبت به خيلي از مشکلات عوض مي‌شود و نگاه به توسعه شهر تغيير مي‌يابد.

ملزومات پس از تدوين سند چشم‌انداز: در گام بعد بايد زيرساخت‌هاي لازم را با توجه به اولويت‌هاي چشم‌انداز فراهم کرد مثلاً براي توسعه نيروي انساني مورد نياز بايد دانشکده هنر در مشهد راه‌اندازي شود يا پژوهشگاه توسعه فناوري در مشهد ايجاد شود. البته باز هم کار تمام نمي‌شود بايد سياست‌ها و مقررات اجرايي به نفع صنايع فرهنگي در مشهد شکل بگيرد و مديران خوب براي اجرايي‌شدن اين سياست‌ها در بنگاه‌هاي صنايع فرهنگي بايد به کار گرفته شوند. البته کار خوب انجام دادن هميشه سخت است بالاخره مقاومت‌هايي هست. کسي شايد اصلاً نپذيرد که صنايع فرهنگي خلق ثروت مي‌کند در حالي که بايد براي مردم تشريح شود که خلق ثروت فقط پول نيست. خيلي از ثروت‌ها اجتماعي و سياسي و فرهنگي و... هستند. مسئولان مشهد هم بايد بدانند که اگر اين وضع را تصحيح نکنند و اگر اين روال را ادامه دهند معلوم نيست چه آينده‌اي در انتظار مشهد باشد.

آسيب‌هاي جدي سياست‌هاي متعارض: همين‌قدر بايد گفت که همه از اين وضعيت متضرر خواهند شد. در وهله اول اين زيان متوجه امر زيارت است و جاذبه زيارتي شهر کاهش مي‌يابد.

اين سياست‌هاي متعارض،‌ متداخل و متفاوت در آينده شهر به خوبي خود را نشان مي‌دهد و مردم مشهد و زائراني که به اين شهر سفر مي‌کنند به راحتي متوجه اين تعارض‌ها مي‌شوند. شهري که امکانات و زيرساخت‌‌هاي لازم را ندارد و نهادهاي مسئول هم هر کدام کار خود را مي‌کنند. اين تعارض‌ هم از دور و هم از درون کاملاً ديده مي‌شود و زيان‌هاي بسياري به دنبال دارد که اولين و مهم‌ترين ضرر متوجه امر زيارت است. لطمه ديدن مقوله زيارت براي ما يک خسارت عميق و استراتژيک است. چون الان مردم زيارت امام هشتم که مي‌روند سبک مي‌شوند اميد در دل آن‌ها زنده مي‌شود که به هر حال کسي بوده که به حرف آن‌ها گوش کرده و مشکلات آن‌ها را حل خواهد کرد و اين به لحاظ دروني آدم‌ها را آرام مي‌کند و باعث تقويت سلامت رواني جامعه مي‌شود. از طرف ديگر مشهد قابليت‌هاي فراواني براي رشد دارد و حتي مي‌تواند به يک جهان‌شهر فرهنگي ـ مذهبي تبديل شود ولي اين سياست‌هاي نادرست اين فرصت را از مشهد مي‌گيرد.      

 



نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي انديشكده و با اشاره به مشخصات كامل گزارش بلامانع است. تكثير بخشهايي از اين گزارش يا تمامي آن منوط به اجازه كتبي انديشكده مي‌باشد.


 



 

   

 ۱۳۸۳© انديشكده صنعت و فناوري (آصف)
كليه حقوق براي انديشكده صنعت و فناوري محفوظ است.
طراحي سايت: آذرتاش پويا

 



شرکت ايده‌پويان شريف