نشانی جدید اندیشکده :خیابان مطهری، خیابان کوه نور، بن‌بست ششم، پلاک 14، طبقه چهارم، واحد 11  تلفن های تماس: 86030335   88506604   88543298

دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷

آخرين به روز سازي: شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷

 

عبارت مورد نظر:

جستجو در:


صنايع فرهنگي: صنايع آينده‌

کارگروه نظام نوآوري صنايع فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي

---------------------------

باشگاه آينده‌پژوهان جوان

---------------------------

پارس درگاه

---------------------------

شبكه تحليلگران تكنولوژي

---------------------------

باشگاه انديشه

---------------------------

طرح ايده‌پردازي كاربردي در فناوري نانو

---------------------------

پايگاه بين‌المللي اطلاع‌رساني كنفرانس‌هاي مديريت و فناوري اطلاعات

---------------------------

انديشگاه نانو و صنعت

---------------------------

بتسا

---------------------------

سايت جامع خلاقيت

---------------------------

سايت تدوين نقشه جامع علمي کشور در حوزه سلامت

---------------------------

بنياد توسعه فردا

---------------------------

پژوهشکده صنعت معدن و تکنولوژي

---------------------------

Shaping Tomorrow

---------------------------

نبت

---------------------------

انديشکده تدبيرآب

---------------------------

مرکز رشد واحدهاي فناور دانشگاه قم


آصف هيچ‌گونه مسووليتي در مورد محتويات سايت‌هاي بالا ندارد.

 

انتشار ويژه‌نامه‌ آينده‌پژوهي و رسانه در حوزه‌هاي فرهنگ، فناوري و اقتصاد



بهار 91
 

ما در دنيايي زندگي مي‌کنيم که فلسفه‌ي بنيادين مديريت آن در مقايسه با دهه‌هاي گذشته به کلي تغيير يافته؛ و بنابراين رويکردها و شيوه‌هاي سياست‌‌‌گذاري و برنامه‌ريزي آن نيز به همان نسبت تغيير کرده است. دنياي ما دست کم بيش از يک دهه و نيم است که از فلسفه‌ي پيشين مديريت ـ مديريت بر پايه‌ي هدف‌ها1(MBO) عبور کرده، و به فلسفه‌ي نوين مديريت بر پايه‌ي ارزش‌ها2(MBV) وارد شده است. اين جابجايي فلسفي در ساحت مديريت، پيام‌هاي مهمي براي مديريت جوامع، بخش‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌ها به همراه دارد. از همه ‌مهم‌تر اين‌‌که "هدف‌ها" تا آن‌جا اهميت دارند که آشکارا و مستقيم در خدمت تحقق ارزش‌هاي ما باشند. واضح است که ارزش‌ها در فلسفه‌هاي پيشين مديريت نيز وجود داشته‌اند، اما حضور و نمود آن‌ها، در گستره‌ي تصميم‌ها، سياست‌ها و اقدامات، جنبه‌ي "ضمني" و شايد ثانوي داشته است. ارزش‌ها صرفاً ابزارهايي نامريي و نه‌چندان مورد وفاق در زمينه‌ي تصميم‌گيري بوده‌اند. اينک اما با تکوين فلسفه‌ي نوين مديريت، ارزش‌ها به یک اصل وجودي، عامل تمايزبخش و اکسيژن حيات‌بخش جوامع و سازمان‌ها تبديل شده‌اند. نکته‌ي درخور توجه اين است که به‌طور طبيعي، ميان فلسفه‌ي نوين مديريت، که به دلايلي مي‌توانيم آن‌ را "فلسفه‌ي رهبري" بناميم، با آينده‌پژوهي پيوندي ناگسستني وجود دارد. مديريت برپايه‌ي ارزش‌ها ـ يا به اختصار مديريت ارزش‌محور ـ بايد بر چالش¬های کليدي ناشي از محيط جديد جهاني فائق آيد. با اندکی تامل می¬توان دریافت که جهان، روز به روز "فرهنگي‌تر" مي‌شود. جهان فرهنگي به اين معنا نيست که دغدغه‌ي امنيت يا نان و آب (اقتصاد) ندارد. بلکه در وهله‌ي اول به اين معناست که دنيا مي‌آموزد تا خواسته‌هاي اساسي خود را به زبان فرهنگي بيان کند، زباني که براي اصحاب بخش فرهنگ از هر زبان ديگري آشناتر است. در آينده‌ي نزديک، حتماً خواسته‌ها و الزامات امنيتي و اقتصادي جوامع نيز اغلب در پوشش فرهنگي بيان خواهند شد. اوج‌گيري قدرت‌ نرم و جنگ نرم در دنياي امروز، مي‌تواند گواهي روشن بر اين مدعا باشد. در واقع قدرت نرم و جنگ نرم اساساً ماهيت فرهنگي/ رسانه‌اي دارند. نکته‌ي دوم اين است که بشريت ـ دست کم در جوامعي که از نظر اقتصادي جلوترند ـ از مراحل نيازهاي آغازين ـ نان، آب، مسکن، شغل، آموزش، امنيت فيزيکي، سرگرمي و امثال آن ـ گذشته‌ و وارد فضاي نياز‌هاي عالي‌تر شده‌ است؛ نيازهاي معنايي، روحي و فرهنگي و يا چيزهايي از اين قبيل که بودن بشر در اين دنيا را معنا مي‌بخشد و فلسفه‌ي وجودي او را بهتر ـ اگر نه به نحو بايسته ـ تعريف مي‌کنند. امور اقتصادي و رفاهي نمي‌توانند به تنهايي پاسخ‌گوي اين نيازهاي متعالي باشند، اين تنها فرهنگ است که مي‌تواند چنين نيازهايي را تغذيه و ارضا کند به‌ويژه فرهنگي غني که ريشه در آخرين مراتب روحي دارد و از زبان آخرين رسول معظم الهي و خاندان گرامي او ـ که درود خدا و پاکان بر آنان باد ـ به بشريت اعطا شده است. نکته‌ي کليدي دیگری هم وجود دارد که نبايد از نظر پنهان بماند؛ و آن اين که بخش "فرهنگ" و "صنعت" رسانه در اشکال مختلف سنتي و جديد آن، به يکي از مهم‌ترين پيشران‌هاي توسعه‌ي اقتصادي ـ اجتماعي در آينده‌ي نزديک تبديل خواهند شد. اين، نويد مهم "موج چهارم" ـ يعني عصر فرهنگ و رسانه ـ براي جوامعي است که به خلق آينده‌هاي بهتر مي‌انديشند. برای نیل به این مهم نبایست بدبینانه به مقوله فرهنگ نگاه کرد بلکه بایستی با رویکرد برنامه¬ریزی و سیاست¬گذاری به مقوله پیچیده فرهنگ نگریست. هر چند از دیرباز نوعی تقابل میان این دو رویکرد وجود داشته است. براساس رويكرد اول فرهنگ داراي ساختارو مکانیسم ويژه¬اي است كه دگرگوني¬ها و تغييرات آن كاملاً تابع ساز و كارهاي دروني و تاريخي مي¬باشد و به هيچ رو نمي¬توان از بيرون و مطابق طرح و برنامه¬اي خاص تغييرات پيش¬بيني شده¬اي را در آن پديد آورد. اما رويكرد دوم، فرهنگ را مانند ساير پديده-های اجتماعي قلمداد مي¬كند و امكان برنامه¬ريزي در اين زمينه را ميسر و تا حدود زيادي ضروري مي-انگارد.تجارب بشر در زمينه تغييرات فرهنگي - كه طي دهه¬های اخير صورت پذيرفته - تا حدود زيادي صاحب نظران را متقاعد كرده است كه مي¬توان با تكيه بر برنامه¬ريزي¬هاي حساب¬شده و معيني به دگرگوني-هاي مطلوبي در حوزة امور فرهنگي دست يافت . از سوي ديگر وجود قرائن و شواهد فراوان در دهه¬های اخير مؤيد اين واقعيت است كه برنامه¬ريزان و كارگزاران فرهنگي کشور نيز رويكرد دوم را دربارة رابطه ميان برنامه-ريزي و فرهنگ پذيرفته¬اند. بدیهی است منظور از برنامه¬ر¬يزي، مداخلات هدفمند و آگاهانه انساني در سير حوادث و فرايند¬هاست. برنامه¬ريزي فرهنگي مي¬تواند جهت بالابردن نظام¬مندي عرصه¬هاي نرم افزاري جامعه نقش نسبتاً كليدي ايفا نمايد كه اين خود مي¬تواند¬ بسترسازي فرهنگي مناسبي براي عرصه¬هاي سخت¬افزاري جامعه مانند سیاست، اقتصاد و فناوری فراهم نماید. همه‌ي اين يافته‌ها و پيام‌ها در وهله‌ي نخست براي جامعه‌ي ما و پس از آن براي بخش فرهنگ و رسانه‌، اهميتي راهبردي و تعيين‌کننده دارند. ما به عنوان جامعه‌اي ديني که افتخار برپايي و پيروزي انقلاب اسلامي را در کارنامه‌ي اخير خود دارد، و پيام اين انقلاب کبير را اساساً پيام فرهنگي مي‌داند، منتظر فرارسيدن چنين موجي بوده‌ايم. هر چند استکبار جهاني در طول چند سال گذشته کوشيده تا ما را از دستيابي به اهداف اقتصادي/ رفاهي بزرگ و حتا اهداف امنيتي خود ـ از طريق انواع ترفندها ـ باز دارد، اما هیچ¬گاه نتوانسته جلوي جهاني‌شدن پيام فرهنگي انقلاب ما را بگيرد. اين مربوط به گذشته و شرايطي است که دنيا هنوز به اندازه‌ي کافي فرهنگي نبوده. با اين حساب، استکبار جهاني در يک جهان فرهنگي‌تر با پيشروي پيام فرهنگي انقلاب، چه خواهد کرد؟! اگر اين ويژنامه به همين اندازه بتواند ما را نسبت به آينده‌ي جهان و فرصت‌هاي سرشاري که در آن براي بخش فرهنگ و رسانه وجود دارد، هشيارتر کند، ما مزد زحمت خود را گرفته‌ايم.

 


   

 ۱۳۸۳© انديشكده صنعت و فناوري (آصف)
كليه حقوق براي انديشكده صنعت و فناوري محفوظ است.
طراحي سايت: آذرتاش پويا

 



شرکت ايده‌پويان شريف